برای تربیت کودک ابتدا پدر و مادرش را تربیت کنید

واژه تربیت کودک به معنای تعلیم وتربیت و پرورش دادن کودک با استفاده از بسیاری از اصول و قواعد آموزشی و تربیتی است. تربیت کودک مهمترین هدف و وظیفه والدین است،  بچه ها آینه رفتار پدر و مادرهایشان هستند. بخشی از تربیت اخلاقی فرزندان در رفتار و صحبت های والدین صورت می گیرد پس باید حواستان به رفتارهای خودتان باشد. تربیت انسان پرورش دادن جسم و روح او است به گونه ای که به کمال شایسته خود برسد. به عبارتی دیگرتربیت در انسان به معنای فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش استعداد های درونی و قوای جسمانی و روانی او برای وصول به کمال مطلوب است.

 

ثاثیر رفتار والدین بر تربیت کودکان:

یكي از مهمترين عواملي كه در شكل گيري شخصيت آدمي نقش دارد خانواده است. انسان از ابتداي تولد تا هنگام مرگ در خانواده رشد مييابد و به تعالي يا انحطاط ميرسد. خانواده و روابط بين افراد آن بر عواطف، احساسات، تفكر و رفتار كودك اثر ميگذارد. رشد و تكامل و سلامت جسمي رواني اجتماعي آدمي ريشه در خانواده دارد. از نيازهاي مهم كودك آرامش در محيط خانواده است. عدم امنيت و محروميت از محبت روحيه كودك را آزار ميدهد و او را دچار بيماري و اضطراب ميكند

کودکان مداوم  درحال تجزیه و تحلیل رفتار والدین شان هستند، از این رو ممکن است هر رفتار اشتباه ذهن آنها را به بیراهه بکشاند و درآینده آنها تاثیر بگذارد. از آنجا که آینده هر فرد تحت تاثیر دوران کودکی اش است، بهتر است نسبت به رفتاری های که با کودکان داریم، دقت بیشتری داشته باشیم.

کودکان پدر و مادر را نه تنها مهمترین افراد زندگی خود، بلکه مهمترین افراد جهان می دانند. اگر کودک عشق و محبت والدین را دریافت نکند، طبیعی است که عزت نفس او زیر سوال می رود، به طوری که دیگر خودش را هم دوست نخواهد داشت و این باعث می شود که در بزرگ سالی از ظاهر خودش خوشش نیاید و دست به جراحی های پلاستیک برای تغییر خود بزند.

نتـايج مطالعات بر عواقب ناشي از بدرفتاري با كودك نشان داده است كه كودكان آزار ديده، در سنين نوجواني رفتارهاي خود تخريبي نظير خودكشي، سوء مصرف مواد و الكل و يارفتارهاي ضد اجتماعي نظير دزدي و تخريب اموال ديگران را بيشتر از ساير افرادنشان ميدهند. علاوه بر آن پس از پذيرش نقش پدری یا مادری، كودكان خود را مورد آزار قرار ميدهند، لذا اين چرخه معيوب سبب ميشود مردان و زنان شايسته اي كه جهت امور مملكت براي فرداي بهتر بايستي تربيت شوند بوجود نيايند و فقدان چنين افرادي خانواده و در نتيجه جامعه را به خطر اندازد.

 

تشویق و تنبیه:

هر انسانی طبعاً خودش را دوست دارد و می خواهد دیگران به شخصیت او احترام بگذارند و از او قدردانی کنند. تشویق درست، به جا و به موقع باعث رشد اعتماد به نفس در انسان می شود. تشویق بر خلاف تنبیه که از عوامل بازدارنده است عاملی ترغیب کننده است که به انسان نیرو می دهد…

تشویق و تنبیه از ابزارهایی است که والدین برای تربیت کودکان به کار می گیرند. در روان شناسی و تعلیم و تربیت، امر تشویق و تنبیه یکی از عوامل و محرک های مهم یادگیری تلقی می شود. تشویق و تنبیه یکی از شاخص های مهم برقراری روابط انسانی است که اعمال درست آنها زمینه های برقراری روابط انسانی را فراهم می سازد. تشویق و تببیه گستره وسیعی از فعالیت ها را در بر می گیرد. و بر بسیاری از شاخص های دیگر اثر می گذارد.

 

1. تشویق :

تشویق در لغت به معانی مختلفی آمده است: به شوق آوردن، کسی را ستودن و او را دلگرم ساختن به چیزی. تنبیه در لغت عبارتست از: آگاه ساختن کسی بر امری، هشیار ساختن، واقف گردانیدن به چیزی، مجازات کردن.

 

چند نکته درباره موثر بودن تشویق:

1- علت تشویق باید مشخص شود. هنگام تشویق، کودک باید بفهمد  به چه علت مورد تحسین قرار گرفته است.

2- پاداش معمولا برای پیشرفت و موفقیت پرداخته می شود و با رشوه فرق دارد. رشوه  معمولا قبل از انجام کار پرداخت می شود. تشویق بدون دقت ممکن است به صورت رشوه در آید و کودک را پر توقع کند.

3- پاداش و تنبیه در صورتی موثر است که متناسب با عمل و به موقع باشد.

4- تشویق باید ار چند وقت یکبار و در برابر کارهای بر جسته کودک باشد نه به صورت همیشگی و برای هر کاری. زیرا در این صورت  تاثیر ندارد.

5- تشویق  برای دلخوشی نباشد بلکه کار کودک  واقعا در خور تشویق باشد.

 

2. تنبیه:

متاسفانه برخی از والدین  تنها راه تربیت فرزندان خود را تنبیه بدنی می دانند. تنبیه بدنی به معنای  کتک زدن که  متاسفانه  هنوز هم تا حدودی رایج است . باید دید که به جای تنبیه بدنی میتوان از راه های بهتری استفاده کرد. تنبیه بدنی عوارض مختلفی  دررفتار و روحیه کودک دارد. کارشناسان معتقدند برای تربیت کودکان نباید از تنبیه بدنی استفاده کرد زیرا موجب اختلال رفتاری می شود. کودکانی که تنبیه بدنی می شوند بیشتر از سایر کودکان مضطرب و پرخاشگر می شوند.

کودکانی که توسط بزرگتر ها تنبیه می شوند از آنها دوری می کنند و در نتیجه بزرگ سالان فرصت کمتری برای تربیت فرزندان دارند. تهدید و تنبیه بدنی به عنوان عامل بازدارنده چندان سازنده نیست زیرا کودک ممکن است از ترس کتک به ظاهر مرتکب خلاف نشود اما عادت زشت خود را ترک نکند.

 

بنابراین راههای دیگری به جای تنبیه خشن عبارتند از:

1-محروم سازی: گرفتن وسیله مورد علاقه اش

2-حذف کردن امتیاز: مثل تماشا نکردن

 

اصول تنبیه خوب عبارتند از:

1- تنبیهی که با خطای کودک  متناسب باشد و بی درنگ پس از ارتکاب خطا انجام گیرد.

2- تنبیه  نباید کودک را تحقیر کند و خشم او را برانگیزاند.

3- تنبیه باید  ثابت باشد و در صورت رعایت نکردن مقررات آن تنبیه اجتناب ناپذیر است.

4- تنبیه با استدلال همراه باشد به طوری که کودک آن را بی طرفانه و ناعادلانه تلقی نکند.

 

پرخاشگری:

پرخاشگری و خشونت می‌توان آشکار یا پنهان باشد. تشخیص خشونت آشکار راحت‌تر است و به شکل فیزیکی یا لفظی، حریف و دشمن را خطاب قرار می‌دهد. این حریف حتی می‌تواند غیر مستقیم آسیب ببیند، مثلا اسباب بازی‌اش درب و داغان شود، دفتر مشقش خط خطی و یا یکی از وسایلش دزدیده شود. خشونت آشکار ممکن است حتی روی یک فرد جایگزین یا یک شی هم اعمال شود. برای مثال تینا 2 سالش است و اگر خواهر بزرگ‌ترش اجازه ندهد که او وارد اتاقش بشود تینا در عوض مادرش را مشت می‌زند. مادر این‌جا یک فرد جایگزین محسوب می‌شود.

اما تشخیص خشونت پنهان دشوارتر است. بزرگ ترها در دنیا شایعه پراکنی می کنند و بچه ها تا مدت ها به خاطر دروغگویی و یواشکی برداشتن چیزی سرزنش نمی شوند و فرد بدی به حساب نمی آیند. درحالی که همه این موارد نوعی از خشونت پنهان هستند. رفتار های تهاجمی یا پرخاشگرانه از شایعترین  اختلالات  رفتاری انسان است.بر اساس بررسی های انجام شده درصد زیادی از مشکلات رفتاری کودکان تحت عناوین مختلف به پرخاشگری مربوط میشود.

از نظر علمی باید گفت پرخاشگری یک کشش و یا یک گرایش در فرد است که  به صورت زدن،کشتن و ویران کردن، خود  را نشان می دهد. امری که فرد به عنوان عکس العمل از خود نشان می دهد که مناسب با رفتار طرف مقابل نیست .این فرد رنجی در درون خود دارد که از بازگویی آن وحشت دارد. به این دلیل تلافی آن را سر دیگران خالی میکند.

حس تهاجمی و خشونت درکودکان وجود دارد چه ما بخواهیم چه نخواهیم. پس ما نباید کودک را مجبور به ترک این کار کنیم. شاید از خود بپرسیم کودک این کار را ازکجا یاد گرفته؟ پرخاشگری معمولا از زمانی آغاز میشود که کودک توانایی بروز رفتار خشونت آمیز را داشته باشد بنابراین از 2 سالگی کودک  به راحتی می توان از خود بروز دهد.

 

یکی از دلایل پرخاشگری کودک یادگیری است.

یعنی اگر کودک شاهد رفتارهای خشونت آمیز  پدر و مادر با افراد دیگر باشد. این رفتار را یاد میگیرد. متاسفانه والدین برنامه های خشونت آمیز را در کنار کودکان تماشا میکنند. این رفتار باعث بروز علایم اضطراب در کودکان  می شود.

 

قهر کردن کودکان

یکی از شایع ترین رفتارها در کودکان قهر کردن است. کودکان بیشتر برای برآوردن خواسته هایشان از قهر استفاده می کنند و چنانچه والدین واکنش مناسبی به کودک نشان ندهند، به این کار عادت می کنند . در این مطلب درباره طرز رفتار صحیح والدین با قهر کودکان صحبت خواهیم کرد.

 

طرز رفتار صحیح والدین با قهر کودکان

قهر یک رفتار اجتنابی در کودکان است و کودکی که قهر می کند می خواهد با این رفتار بر اطرافیانش تسلط پیدا کند . اگر با قهر کردن فرزندتان سعی کنید خواسته او را برآورد کنید، کودک در می یابد نتیجه قهر کردن های او برآورده شدن خواسته هایش است و از این ابزار در موارد مشابه هم استفاده می کند . بهترین کار در مقابل قهر کودک، بی توجهی و ماندن بر سر حرف خودتان است. به فرزندتان نشان دهید که حکم و صلاحدید شما با قهر او تغییری نمی کند .

در مقابل قهر فرزندتان عصبانی نشوید، مقابله به مثل نکرده و طوری رفتار کنید که انگار متوجه قهر او نیستید و مراودات روزمره و زندگی عادی تان را در زمان قهر کودک ادامه دهید . به فرزندتان بگویید می تواند هر وقت قهرش تمام شد و تصمیم گرفت به خواسته شما عمل کند، به جمع خانواده برگردد و در هر صورت نظر شما ثابت خواهد ماند و تن به خواسته او نمی دهید.

 

چگونه اختلافات  خانوادگی در روحیه کودکان اثر می گذارد

با توجه به این که اکثر مشکلات رفتاری کودکان در محیط  خانه و مدرسه منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی و رفتاری اعضای خانواده به ویژه والدین است، والدین باید برای سلامت روحی و روانی کودکان محیطی امن و پر از آرامش در محیط خانه  فراهم اورند. از نيازهاي مهم كودك آرامش در محيط خانواده است. عدم امنيت و محروميت از محبت روحيه كودك را آزار ميدهد و او را دچار بيماري و اضطراب ميكند.

همانطور كه در مطالعه حاضر هم ديده شد تنبيه دوران كودكي ميتواند سبب ايجاد يك سيكل معيوب شده و اين معضل نسل به نسل ادامه يابد. بعلاوه به نظر ميرسد كه مادران شاغل بدليل دور بودن از كودك، از تحمل توقعات بيشمار وي آزادند و در ساعات كمي كه با او بسر ميبرند، ملايمت بيشتري نسبت به او نشان ميدهند. از طرفي كودكاني كه مكرراً بيمار ميشوند به دليل تحميل بار زحمت زياد براي خانواده بيشتر مورد آزار قرار ميگيرند و كودكان ١٢-٣ سال به دليل كنجكاوي و پر تحركي و همچنين كودكان سركش و كج خلق نيز بدليل ايجاد فشار رواني بر والدين شانس اعمال سوء رفتار را بيشتر می کنند. کودکانی که در خانواده پر خطر از قبیل فقر، بیکاری، سطح پایین تحصیلات و پرجمعيت بودن و داراي شرايط نامناسب سكونت بسر ميبرند را تحت نظر قرار داده و در صورت وجود شواهدي مبني بر آزار يا غفلت از كودك، از طريق فرايند صحيح ارتباط با اعضاء خانواده و تنظيم جلسات مشاوره و راهنمايي و آموزش تكنيكهاي مختلف روان درماني، مداخلات لازم جهت بر طرف شدن مشكلات خانواده و مقابله صحيح يا سازش با عوامل تنش زا كه مهمترين عامل وقوع سوء رفتار ميباشد، را به اجرا درآورند و با بالا بردن سطح آگاهي و تغيير رفتار والدين، كودكان را از اين رنج خاموش رهايي بخشند.

 

اشتراک گذاری:

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =